ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
337
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
بيمارى ديگرى است كه مردم آن را سبك مىگيرند و آن مرض حصبه ( - سرخك ) است و من بر كسانى كه به آن مبتلى شدهاند ، تا يك سال بيمناكم كه برگردد ، مگر در مواردى كه بيمار شكمروش شديدى پيدا كند ، كه به سرحد مرگ برسد ، يا دمل بسيارى درآورد . اگر بيمار بيكى از اين دو حال مبتلى شد ، در آنوقت از سلامتى ايمن خواهد بود . يوسف گفت : روزى جبرائيل به علت بيمارى ابو اسحق بر او وارد شد ، كه به او اجازه داده بود گوشت غليظ ( سنگينى ) بخورد . در آن روز هنگامى كه نشست ، غذاى كشكيه « 1 » برابرش گذاردند . غذاى مزبور تازه بود ، جبرائيل دستور داد آن را بردارند . من ( يوسف ) علت را از او جويا شدم ؟ جواب داد براى هيچيك از خلفاء كه يك روز تب مىكردند ، اجازه ندادم ، كه تا يك سال كشك بخورند . ابو اسحق پرسيد كدام غذاى كشك مقصود تو است ، كشكى كه با شير درست كنند ، يا آنكه بدون شير است ؟ وى جواب داد : آنچه به غير شير درست شود ، كه اجازه نمىدهم بيمار تا يك سال از آن بخورد . مطابق مقررات طبى بيمار نبايد ، كشكى كه با شير درست شده قبل از گذشت سه سال پس از يك تب بخورد . ميمون بن هارون گفت : سعيد بن اسحق مسيحى گفت : كه جبرائيل بن بختيشوع گفت : در شهر « رقّه » در خدمت هارون بودم و امين و مأمون پسرانش حضور داشتند . هارون مرد چاق و پرخورى بود . يكى از روزها غذاهاى مختلف خورد . چون به مستراح رفت ، غش كرد . او را آوردند ، باز هم به سختى غش نمود و مرگ او به نظر حاضران حتمى آمد . دنبال من فرستادند . چون رفتم و نبض او را گرفتم ، ديدم نبض بسيار پنهان مىزند و چند روز پيش از آن از امتلاء خود شكايت داشت و مىگفت : خونم زياد شده است . بحاضران گفتم ، خليفه خواهد مرد . بهتر آنست كه الساعه حجامت شود . مأمون حرف مرا پذيرفت و دستور احضار حجام نمود و من او را ( خليفه )
--> ( 1 ) - غذاهائى كه از بلغور و شير بعد از تخمير شير و پختن آن تهيه مىنمايند .